تبليغاتX
ساحل نشین اشک


ساحل نشین اشک

بوی کهنگی آزارم می دهد


همیشه ترس از افتـادن دوباره


هـمیـشه انــدوه پژمردگــی ...


کاش تا وقت باقی بــود


برای همه ی بغض هایم


آواز مــی خـوانــدم ...


افسوس ، وقـتی ماه کامل شـــود


تو را پشت خورشید گـم خواهم کرد


و من و ماه تنها خواهیم مـانـــد


وتنها خواهیم خواند:

دلم گرفت ای همنفس


پرم شکست تو این قفس


تو این غبار


تو این سکوت


چه بی صدا


نفس نفس...


ahura

نوشته شده در بیست و سوم آبان 1388ساعت 17:50 توسط اهورا | |


قالب وبلاگ : قالب وبلاگ