ساحل نشین اشک
نوشته های من میبینید به بزرگی خودتون ببخشید و حتما نظر بدید این اولین نوشته خودمو تقدیم به اونی می کنم که همیشه تو قلبمه با اینکه در کنارم نیست : غلطیدن اشک در چشمانم به من فهماند که ای مجنون به چه می اندیشی دیر زمانیست از دیده لیلا برون گشته ای. من با سبدی از ستاره به دیدارت آمدم اما تو دیگر نبودی و هر روز به امید دوباره دیدنت به آن تخت سفید لعنتی نگاه می کنم. چه راحت از کنارم رفتی ومن هرگز نتوانستم به تو راز دلم را بگویم که دیوانه نگاهت هستم . تو رفتی و پایان دیروزهای خاکستری را به یادگار گذاشتی و حالا هر روز با یاد چشمان بلوریت که تنها و تنها یادگاری من از توست آنگاه که غرق در نگاهت می شدم آغاز می شود . تلالو باران صبحدم آخرین نگاه تو را به یادم می آورد و می دانم که همیشه تو را در کنار خود دارم کاش میشد به تو می گفتم که چقدر دوستت دارم اما افسوس که چقدر زود دیر میشود . . . ما همچو دو دریچه روبروی هم آگاه ز هر بگو مگوی هم هر روز سلام و پرسش و خنده هر روز قرار روز آینده اکنون دل من شکسته و خسته اس زیرا که یکی از دریچه ها بسته اس نه مهر فسون نه ماه جادو کرد نفرین به سفر که هر چه کرد او کرد سالها رفت وهنوز يک نفر نيست بپرسد از من که تو از پنجره عشق چه ها مي خواهي صبح تا نيمه ي شب منتظري همه جا مي نگري گاه با ماه سخن مي گويي گاه با رهگذران خبر گمشده اي مي جويي راستي گمشده ات کيست؟کجاست؟ صدفي در دريا است؟ نوري از روزنه فرداهاست؟ يا خدايي است که از روز ازل پنهان است؟ بارها آمد و رفت بارها انسان شد وبشر هيچ ندانست که بود خود اوهم به يقين آگه نيست چون نمي داند کيست چون ندانست کجاست چون ندارد خبر از خود که خداست من دوست دارم: از میان گل ها، رز سرخ را چون زیبایی لب تو را می ماند. از درختان بید مجنون را چون نشان از جنون عشق من دارد. از آسمان، رنگین کمانش را چون طراوت تو را یادآوری می کند. از کوه ها، بیستون را که آثار تیشه عشق بر آن ماندگار شده است. از رودها کارون را که چون عشق من سرکش و تند است. از شب، انتهای آن را که می توانم در خیالم با تو سر کنم و نجوا نمایم. از روز، خورشید را که چون عشقم به تو تابناک و پر حرارت است. از شهرها و کوچه ها شهر تو و کوچه تو را که دلم را جلا می دهد. و از میان رؤیاها، رویای سبز با تو بودن را که جان نواز است. این است همه دنیای من که همه روزها و شب های آن با عشق تو رنگ آمیزی شده است. سلام دوستان بعد از چند روز وقفه امروز امودم با یه داستانک امیدوارم بپسندید. تقدیم به بی وفایم که قاب شیشه ای قلبم را زیر پاهاش له کرد: یکی بود یکی نبود .توی یه گوشه ای از دنیا یه دختر و پسری بودن که همدیگر دوست داشتن اما دختره نابینا بود و نمی تونست پسره رو ببینه تا یه روز یکی پیدا شد چشماشو هدیه داد به دختره وقتی چشمارو بهش پیوند زدن دید ای بابا پسره هم نابیناست با لحن بدی گفت : شانس مارو ببین من خودم کور بودم عاشقم هم کور بود و در ادامه بادی در گلو انداخت و گفت : من تو رو نمی خواهم تو کوری و من می بینم ما به درد هم نمی خوریم. پسر با بغضی تو گلو گفت آره من کور بودم که تو رو تا حالا نشناختم باشه من میرم ولی مواظب چشمهای من باش و اون رفت. زندگی اجبار است . مرگ انتظار است . عشق یک بار است . جدایی دشوار است . اما . . . محبت من به تو همیشه ماندگار است . هم می دهیم و هدیه خدا را از هم پنهان می کنیم در دبستان محبت ترک جان و مال بود *هیچکس جای مرا دیگر نمی داند کجاست؟ آنقدر در عشق او غرقم که پیدا نیستم *اول اندر کوی او جز نقش پای ما نبود آخر آنجا از هجوم خلق جای ما نبود *به پیش شمع اگر پروانه سوزد نیست دشوارش چه باک از سوختن آنرا که بر بالین بود یاری *عهد و پیمان تو با ما و وفا با دگران ساده دل من که قسمهای تو باور کردم *حالت سوخته را سوخته دل داند و بس شمع دانست که جان دادن پروانه ز چیست؟ خدایا با چه کس گویم که من دردی نهان دارم به لب آه و شکایتها از آن نا مهربان دارم به سر سودای عشقش با زمین و آسمان دارم رقیبم سر به دامانش نهاده در شب هجران نمی داند که با هجرش چه بیداد و فغان دارم شدم رسوای بدنامان به هر کوی و به هر برزن خدایا با چه کس گویم مهی نا مهربان دارم امروز یه روز خاصی برای من و اعضای خانواده مهربونمه. امروز 14 خرداد سالروز تولد یکی از دو فرشته عزیزیه که هستیمو مدیون اونم و اون فرشته فداکار بهترین بابای دنیا 14خرداد سالروز طلوعت مبارک باد تقدیم به تو: تو آمدی و پایان تمام دیروزهای خاکستری را نقطه گذاشتی حالا دیگر هر روز با نام تو آغاز می شود که تمام فردا های منی خم می شوم و سر به شانه های مهربانت می گذارم که حضورت دلگرمی است برای دل خسته من.کنار تو امن ترین جای جهان است چقدر خسته کننده است آنی بی تو بودن.
بردیا
هستم با آقا اهورا از امروز همکاری می کنم اگه کاستی تو
پدر عزیزمه
| قالب وبلاگ : قالب وبلاگ |









