ساحل نشین اشک
نگاهت مرهمی است چونان نسیم بر زخمهای ناسور دل وقتی که خورشید وار از کوچه های خاطراتم میگذاشتی زمان ... شکست را معنا کرد وعشق چشمک زنان خندید خنده ای به تلخی دو شکست سلام... وداع... اول اینکه مهسا جون عزیزم به وبلاگ پیوستن خوش اومدی مهسا جون و دوم اضافه شدن چند دوست به یاران آسمانی وبلاگ که از آشنایی با همشون خوشحالم راستی مطلب مهمی داشت یادم میرفت:
امروز ۲۱ مرداد روز تولد مهسا جون مهربونمه من از طرف خودم و وبلاگ ساحل نشین اشک به این گل خوش قلم تولد؟؟؟؟؟؟سالگیشو تبریک میگم و آرزوی عمری با عزت و افتخاربراش می کنم البته اگه منو تو تولدش دعوت کنه ... تقدیم به مهسا جون: شعری از فروغ فرخزاد:
امشب از آسمان دیده تو این متن رو به تمام عاشقای واقعی که حتی با ناملایمت عشقشون مثل من مواجه شدن اما هیچ وقت جز خوشبختی آرزویی براش نکردن تقدیم می کنم : دوباره به چشمای قشنگش نگاه می کنم از خودم می پرسم چرا ؟ وبه کدام گناه نکرده باید مجازات بشم چرا ؟ چون بهش گفتم دوستت دارم ؟ گفتم همه زندگی منی ؟ گفتم بی تو نمی تونم ؟ شاید تقصیر خودم بود باید زودتر میشناختمش . ای کاش زودتر معنی نگاهش فهمیده بودم . اگه فقط یه بار برای دلخوشی منم گفته بود دوستت دارم هرگز اینقدر ازش متنفر نبودم اما حالا که فکرشو می کنم میبنم که اون آخرین التماسهای منو نادیده گرفت بهم می خندید حتی اگه قلبم بهش می دادم اون دیگه مال من نبود. از اول هم من تنها بازنده این بازی بودم اما دوست نداشتم قبول کنم آخه عشق یه طرفه خداییش عذابه . حالا سعی می کنم برای همیشه فراموشش کنم اون همه لحظه های خوب اون خنده های که می گفت تا ابد تمومی نداره اون عشق دروغینش همه رو تو گورستان قلبم دفن می کنم تا ابد . . . به هیچ کس راز دل نگو . به هیچ کس نگو که دل بسته ام به تو. به هیچ کس نگو که عاشقش شدی نه، نه ،نگو نه، نه، به هیچ کس اعتماد نکن . به هیچ کس نگو که یک شبی کنار پنجره گریه کردی . به هیچ کس نگو که از دیدنش سرعت قلبت از ثانیه جلو می زند. به هیچ کس نگو که روزها گذشت و پیر شدی در انتظار دیدنش. به هیچ کس نگو به هر دری زدی برای باز دوباره دیدنش. به هیچ کس نگو حتی کسی که چتر شد زیر باران برای تو . به هیچ کس نگو حتی کسی که گفت عاشقت شده است . به هیچ کس نگو حتی کسی که نیمه شب برای تو شعر گفته است. به هیچ کس نگو حتی کسی که گفت از بی اعتناییت دلم شکسته است شک نکن او روزی با تمام عشق رها می کند تو را نه کسی به احساس پاک تو که مثل یک گل شکفته است توجهی نمی کند آری گل تازه شگفته ات به دست عابران چیده می شود یا که زیر پایشان مثل یک علف لهیده می شود دیدی که گفتم به هیچ کس اعتماد نکن پس اگر اعتماد کردی و عاشقش شدی و قلب تو شکست گلایه ای نکن... ستيز برگ و تگرگه..... نبرده عشق و نفرت..... وای بر من ......وای بر من..... چه ناشيانه عشق ورزيدم.... چه تنها ماندم.... حالا ديگه چه فرقی داره بدونم روز ميلاد عشقت کی بوده؟ نميدانم چه شد کجا رفت آن همه حرفهای قشنگ.... کجا رفتند آن روزهای منتظر نشستن؟ کجا رفتند اون رنگهای آبی؟ من اينجا تنها مانده ام زندگی چند بخش است: گفت دو بخش است: کودکی و پیری گفتند پس جوانی چه شد؟ گفت با عاشقی سوخت با بی وفایی ساخت و با جدایی مرد. پس پشت مردمکانت فریاد کدامین زندانی است که آزادی را بر لبان ماسیده گلی سرخ پرتاپ می کند
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
روی شعرم ستاره می بارد
در سکوت سپید کاغذ ها
پنجه های جرقه می کارد
شعر دیوانه تب آلودم
شرمگین از شیار خواهش ها
پیکرش را دوباره می سوزد
عطش جاودان آتش ها
آری آغاز دوست داشتن است
گرچه پایان راه ناپیداست
من به پایان دگر نیندیشم
که همین دوست داشتن زیباست..:
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
| قالب وبلاگ : قالب وبلاگ |








